رنگ ها. حدسش درست بود. این رنگ ها بودند که اینقدر او را آشفته می کردند. اما چرا؟ چرا وقتی تابلوهای نقاشی را می دید دلش میلرزید؟ چرا سالن رنگ آمیزی برایش خفقان آور بود؟ نمیدانست. او به آرامی تمام سالن را با همه کسانی که در آن بودند از نظر گذراند. بیشتر آنها مشغول [...]
بایگانیِ دستهٔ ‘Uncategorized’
تابلو نقاشی
Posted: ژوئیه 26, 2011 in Uncategorizedبرچسبها: داستان کوتاه،دارالمجانین،تابلو،از داستان های خودم،رنگ ها
میشینی یه فیلم خارجی نگاه کنی،میبینی زیر نویس فارسی هم داره،خوب خوبه دیگه!لااقل مجبور نیستی جاهایی که معنای کلمه یا جمله رو نمیفهمی بری دیکشنری چک کنی!یه فنجان قهوه هم کنار خودت میذاری تا با خیال راحت هم از فیلم هم از قهوه همزمان لذت ببری.فیلم که شروع میشه همونجوری که scene ها رو میبینی،نگاهی [...]
بعضی چیزای جزئی هست که همیشه تو ذهنت میمونه،یه دلیلش شاید به خاطر اینه که یه زمانی برات اون چیز مورد سوال بوده و هیچ وقت هم نتونستی جواب منطقی واسش پیدا کنی. پیش دانشگاهی یه چند وقت ازدانشجویانی که در سال های اخیر در دانشگاه پذیرفته شده بودند،از رشته های مختلف،دعوت میکردن که اول [...]
کلاسی نه چندان فمینیسیتی
Posted: ژانویه 24, 2011 in Uncategorizedبرچسبها: مرد و زن،تاریخ ادبیات،روح،زنانگی،فمینیسم،مقایسه
نقل قول از خانم پورگیو،استاد درس سیری در تاریخ ادبیات:…این حرف که زن ها حساستر از مردان هستند کاملا اشتباه است،زن ها به هیچ وجه حساس و شکننده نیستند اما مردها به شدت حساس و شکننده اند،شما بروید ببینید،ریشه ی همه ی خشونت های واقع شده در تاریخ به زن ها بر می گردد،همیشه یک [...]
اسمش انجمن ادبیه دیگه؟همینی که هر هفته میرین،چه جور جاییه؟چه میکنین؟منم میتونم بیام؟اره،هم به داستان علاقه دارم،هم شعر،ولی تا حالا از خودم چیزی ننوشتما!اشکالی نداره بیام؟نمیگن این دختره هیچی حالیش نیست؟مسخرم نمیکنن؟من اگه اومدم دیگه چیزی ازم نپرسینا،من روم نمیشه اونجا حرف بزنم!پس حالا یه بار میام ببینم چه جوریه… و رفتم.اما نه یک بار، [...]
«اینم از رمضون امسال،حیف،چه زود گذشت!»این حرف را هر سال اخرای رمضان تقریبا خیلی ها بر زبان می اورند.همیشه همینطور است.مادری به فرزندش نگاه میکند و میگوید:چه زود بزرگ شدی،انگار همین دیروز بود تو تازه سر پا ایستادن رو یاد گرفته بودی..پیرمردی آهی میکشد و میگوید:جوانی هم عالمی داشت واسه خودش،چه زود گذشت.همانطور که زمان [...]