بایگانیِ ژوئیه, 2011

رنگ ها. حدسش درست بود. این رنگ ها بودند که اینقدر او را آشفته می کردند. اما چرا؟ چرا وقتی تابلوهای نقاشی را می دید دلش میلرزید؟ چرا سالن رنگ آمیزی برایش خفقان آور بود؟ نمیدانست. او به آرامی تمام سالن را با همه کسانی که در آن بودند از نظر گذراند. بیشتر آنها مشغول [...]

روراس باشم(البته اینو قبلا هم یه بار گفتم،و بازم میگم،چون من هم مانند جد و آباد خودم و همه ی گراشی ها به خئر دَر زِبو شَر در زِبو اعتقاد دارم!خدا رو چه دیدی شاید واسه ما این ضرب المثل کار خودشو کرد!) خوب داشتم میگفتم،یعنی میخواستم بگم که همیشه دلم میخواسته یه نویسنده بزرگ بشم جوری [...]

به این نتیجه رسیدم که حوصله،،محصول،حاصل،محصل،تحصیل و حصول با هم هم خانواده هستند.میگین ربطی نداره؟الان براتون ثابتش میکنم.  از اونجایی که ادم وقتی حوصله نداشته باشه،دست به هیچ کاری نمیزنه علی الخصوص کشاورزی و نظارت بر امور مختص به ان را که کاری بسی دشوار است و دقت فراوان را لازم،پس طبیعتا هیچ محصولی هم این وسط به [...]